تیم مشاوران مدیریت ایران

مشاوره مدیریت اموزش مدیریت

تیم مشاوران مدیریت ایران

مشاوره مدیریت اموزش مدیریت

تیم مشاوران مدیریت ایران

مشاوره مدیریت اموزش مدیریت

۴ مطلب در دی ۱۳۹۴ ثبت شده است

نوشته شده توسط دکترسیدرضاآقاسیدحسینی

تیم مشاوران مدیریت ایران :

تلاش برای مقایسه بین هوش و جنسیت حتما به یک بحث سازنده ختم نمی‌شود، اما گاه نتایج برخی تحقیقات باعث می‌شود که این مطلب دوباره داغ شود. من نیز بر آن شدم شما را با یکی از این تحقیقات آشناسازم.

هوش زنان و مردان بیشتراست

نتایج حاصل از دهه‌ها تحقیق به‌صراحت نشان می‌دهد که مردان و زنان دارای هوش IQ یکسانی هستند ( توزیع نرمال هوش)، اما این مورد در خصوص هوش هیجانی EQ (هوش احساسی / هوش عاطفی ) صادق نیست. یک اختلاف ظریف یا نه‌چندان ظریف بین بیان و فهم احساسات بین زنان و مردان وجود دارد که باید آن را کشف و درک نمود.

به‌طور معمول با بیان جنسیت به دنبال برچسب زدن بر احساسات هستیم. تا جایی که جنس مونث را بیشتر به رفتارهای عاشقانه نزدیک می‌دانند، زیرا سرشار از احساس هستند و مردان را به مانند ماده منفجره احساسی و آماده عمل دانسته که این احساساتشان کاملا سطحی و تهی از واقعیت است. درحالی‌که هر دوی این باورها اشتباه است.

نتایج بسیاری از تحقیقات نشان می‌دهد که هوش هیجانی (EQ ( Emotional Intelligence برای اجرای درست وظایف در محیط کار بسیار مهم و ضروری است.

هوش هیجانی مسئول 58% از عملکرد ما در هر نوع شغل است.

 در حدود 90% از افرادی که بالاترین عملکرد را در محیط کارشان نشان داده‌اند، دارای EQ بسیار بالاتری از سایر کارکنان هستند.


جالب است که Timothy Leary روانشناس و نویسنده شهیر آمریکایی می‌گوید : زنان به دنبال حق برابر با مردانی هستند که فاقد حس بلندپروازی‌اند.

موسسه TalentSmart با آزمون بیش از یک میلیون نفر به این نتیجه رسیده است که زنان دارای هوش هیجانی بالاتری هستند. البته به‌صورت کلی خانم‌ها فقط چند امتیاز بالاتر از امتیازات آقایان را کسب نموده است. همین تحقیقات نشان می‌دهد که از نظر آماری مهارت بیشتری در استفاده از احساسات در کارشان دارند.

رابطه هوش هیجانی جنسیت EQ

برای درک علت اختلاف سطح بین هوش هیجانی مردان و زنان بهتر است به امتیازات کسب‌شده در چهار بعد اساسی هوش هیجانی بپردازیم.

چهار بعد هوش هیجانی :

1- خودآگاهی Self-Awareness
2- خود مدیریتی Self-Management
3- آگاهی اجتماعی Social Awareness
4- مدیریت ارتباط Relationship Management

با توجه این داده‌ها به یک الگوی منطقی از چرایی وجود این اختلاف بین هوش هیجانی زنان و مردان خواهیم رسید.

 

1- خودآگاهی Self-Awareness :

خودآگاهی عبارت است از درک صحیح فرد از احساسات خویش در یک لحظه مشخص و همین‌طور میزان شناخت فرد از تمایلاتش.

  • پس در این بعد نمرات مردان و زنان برابر بوده است.

2- خود مدیریتی (مدیریت خود) Self-Management :

خود مدیریتی عبارت است از اقدامی که فرد در قبال احساسات خود انجام می‌دهد، البته هنگامی‌که از وجود آن احساسات مطلع باشد.
هنگامی‌که قادر به مخفی یا عدم بروز احساسات نباشید، نقش خود مدیریتی بسیار پررنگ می‌شود، زیرا که این خود مدیریتی است که به شما کمک می‌نمایند تا این احساسات را به‌نوعی کنترل با در پشت رفتاری مخفی و یا مدیریت نمایید.

  • در این بعد آقایان نمرات بالاتری از خانم‌ها کسب نموده‌اند.

معتقدم که بهترین تعبیر برای توصیف تفاوت جنسیتی در هوش هیجانی در چگونگی رشد اجتماعی افراد است.شاید به این معنا که اختلاف نمره بین زنان و مردان ( در بعد خود مدیریتی ) شاید ناشی از روش تربیتی افراد در اجتماع باشد. به این معنا که به جنس مذکر از کودکی گفته‌شده است که مرد نباید احساسی باشد و احساسات نباید در مرد غلبه نماید و .... ، این سبب شده است تا مردان در کنترل و مدیریت احساسات خود، فقط کمی قویی‌تر عمل نمایند.

3- آگاهی اجتماعی Social Awareness :

آگاهی اجتماعی عبارت است از سطح درک و شناخت فرد از احساسات و تجربیات دیگر افراد.

این شناخت ناشی از مهارت فرد در تفسیر زبان بدن و سایر اعلائم و پیام‌های غیرکلامی ارسال‌شده از سایر افراد جامعه پیرامونی است. با توجه به آنکه خانم‌ها را با مهارت "توجه به جزئیات" می‌شناسیم. این مهارت سبب می‌شود که نمره زنان در این بعد بسیار بالاتر از نمره مردان باشد. این نیز ریشه در نحوه پرورش جنس مونث دارد که از کودکی در حال تمرین برای رعایت برخی آداب و ژست‌های خاص زنانه هستند که اصلا برای جنس مذکر اتفاق نمی‌افتد. درست یا غلط، نقش جنس مونث در طول تاریخ بشر همواره با مواظبت از دیگران همراه بوده است. این عمل سبب شده است که زنان به تغییرات پیرامون محیط خود و افراد تحت حفاظتشان توجه بیشتری داشته و جزئی‌نگری و شناخت دقیق‌تر از محیط در آن‌ها نهادینه گردد.

  • پس در این بعد خانم‌ها نمرات بالاتری از آقایان کسب نموده‌اند.

4- مدیریت ارتباط Relationship Management :

مدیریت ارتباط، اوج هوش هیجانی است. این بعد نیاز بسیاری به خودآگاهی، مدیریت خود و آگاهی اجتماعی در برقراری ارتباط مناسب با دیگران دارد. هرگز در برقراری ارتباط با دیگران موفق نخواهید شد مگر آنکه احساسات خود و دلیل بروز آن را بشناسید. با توجه به توضیحات بعد آگاهی اجتماعی، زنان در تعامل بیشتری با افراد پیرامون خود هستند و محیط و افراد پیرامون خود را بیشتر می‌شناسند.

  • پس در این بعد از امتیاز بالاتری نسبت به مردان برخوردارند.

 

مطلب مرتبط :
رابطه هوش مدیریتی با استخدام مدیران در شرکت‌های بین‌المللی IQ. EQ .PQ. MQ

تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.


منبع :  چرا زن باهوش‌تر از مرد است ؟

IranMCT تیم مشاوران مدیریت ایران
۲۴ دی ۹۴ ، ۲۱:۵۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

نوشته شده توسط دکتر سیدرضااقاسیدحسینی

 تیم مشاوران مدیریت ایران:

 امروزه مفهوم بازاریابی منسوخ شده و مفهوم «برند» جایگزین آن گشته است. Al Ries & Laura Ries

 برند : دسته ای از تداعیات در مورد شرکت،محصول،خدمات و اسم و لوگو و سایر اجزاء برند در ذهن فرد بوده و در جهت ارائه و معرفی ارزش پشنهادی به مشتریان و دیگر ذینفعان می باشد. هرچی ارزش پیشنهادی خود را بتوانید معرفی و ارائه نمایید، موفقتر خواهید بود.البته باید به این نکته توجه نمود که این ارزش پیشنهادی هر چقدر با ارزش پیشنهادی رقبا متفاوت باشد، بهتر است.

برندینگ : نفوذ یا تزریق تداعیات مورد نظر خود در ذهن مخاطب است. این مورد با استفاده از کلیه روش های ارتباط با مشتریان و ذینفعان است.

برندینگ به دنبال 2 هدف است:

1-شناخت شرکت توسط مشتریان (محصولات و خدمات).

2-مشتریان ما را درک و حس نموده و در مورد ما فکر نمایند. سعی می نماییم تا به روشی که برای مشتریان قابل فهم باشد، محصولات و خدماتمان معنا دار نماییم.

 1-اثر شناختی برند:

برندBrand که ازکلمه Brandr ( از زبان سوئدی ریشه میگیرد) به معنای سوزاندن و یا نشانه گذاری برای شناخت است.

اولین هدف از برند، شناخت کالا و یا خدمات توسط مشتریان و متمایز شدنشان از رقباست.

مشخص شدن (تابلو شدن): کمک به برجسته شدن کالا و خدمات شرکت

- ثبات: استفاده مکرر در جهت افزایش شناخت و به یادآوری برند

 2-اثر معنایی برند:

دومین هدف برندینگ، ارتقاع و تقویت معنای برند در ذهن مشتریست. سعی می نماییم تا به روشی که برای مشتریان قابل فهم باشد، محصولات و خدماتمان معنا دار نماییم.برای همین است که به مدیریت برند با عنوان مدیریت معنایی برند یاد میشود.

با توجه به مشکلات پیش روی مدیران بازاریابی، عناصر اصلی برند تنها در جهت تقویت اثر شناختی برند و یا تسهیل اثر شناختی و اثر معنایی برند بکار گرفته میشود. پس هدف مدیر بازاریابی (مدیر برند به صورت تخصصی در شرکت های بزرگ) افزایش میزان رسوخ تداعیات در ذهن مخاطب است (تزریق معنای برند از طریق کانالهای ارتباطی و آمیخته های بازاریابی).

 نقش کانال ارتباطی بازاریابی:

کانال ارتباطی نقش حیاتی (البته نه همیشه) در برندینگ کالا و خدمات شرکت ایفا مینماید. این همان جایی است که ما میگوییم : برندینگ تبلیغات نیست، برندینگ اجاره بلیبرد، تیز تلویزیونی و چاپ چوستر نیست. اینها فقط کانال ارتباط با مخاطب هستند. کانال ارتباطی ابزاریست برای پیاده سازی برنامه های مدیریت برند.پس برند از نوع برنامه است.تبلیغات تنها ابزاری در جهت معرفی و تقویت اثر شناختی و اثر معنایی برند است.

 

 کیس (مطالعه موردی برندینگ) Tiffany & Co :

Tiffany & Co نام برند یک شرکت است که عناصر اصلی برندینگ آن یک "جعبه آبی رنگ" و "نام" آن است.

هردوی این عناصر در پی القای مفاهیمی مانند عقلانیت،احساس و سنبلیک بودن به عنوان تداعیات برند در ذهن مشتریان و ذینفعان است. در این مسیر با استفاه از آمیخته های بازاریابی سعی در القای این امر دارد:

 

  • با بکارگیری جواهرات درخشان و باکیفیت و متناسب با آن اقدام به مانور قیمتی مینماید.
  • با تاسیس نمایندگی های فروش در محل های ممتاز (با کلاس).
  • طراحی مناسب داخل نمایندگی ها.
  • ارائه خدمات مناسب و به جا.

 

همه موارد فوق جزئی از بازی با آمیخته های بازاریابی است که باعث رسیدن به مفهموم برندینگ خواهد بود.

توجه نمایید که رسیدن پاسخ سوالات زیر در مورد یک برند، کار تخصصی یک مدیر برند حرفه ای است:

  • چه چیزی را القاء کنیم ؟
  • چطور القاء کنیم ؟
  • چه موقع القاء کنیم؟
  • از چه طریق القاء کنیم ؟
  • کدام القاء را چرا،چگونه،کجا و از چه طریق حذف کنیم؟
IranMCT تیم مشاوران مدیریت ایران
۲۱ دی ۹۴ ، ۱۸:۵۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

نوشته شده توسط دکترسیدرضاآقاسیدحسینی

تیم مشاوران مدیریت ایران :

معمولا از سوی مدیران یک سازمان زمان زیادی صرف طراحی، تولید و کنترل کیفی یک محصول تا پیش از عرضه آن به بازار می‌گردد، اما عرضه تحت چه نامی ؟ اینجاست داستان برندسازی(برندینگ) آغاز می‌شود .

BrandName انتخاب نام برند تجاری اسم تجاری نام خدمات شرکت محصول

 انتخاب نام برند (اسم تجاری) بخشی از وظایف مدیریت بازاریابی و یا مدیریت برند سازمان است. ازآنجایی‌که در بسیاری از سازمان‌ها مدیر برند به معنای اخص کلمه با تخصص ویژه برندینگ وجود ندارد، فرایند انتخاب نام تجاری و نیز عناصر هویت بصری برند به یک مشاور متخصص در حوزه برندینگ سپرده می‌شود.

 همه کارفرمایان بر کوتاه بودن نام برند تاکید می‌نمایند، اما آیا موارد دیگری نیز باید مدنظر قرار گیرد ؟ باید نام / اسمی را برای محصول خود انتخاب نمایید که برای مردم جذاب و باحال بوده و آنان را به محصول علاقه‌مند نموده و آن را به یاد بیاورند. این همان نام تجاری رویایی است. اما انتخاب نام برند به این سادگی‌ها که فکر می‌کنید نیست. هر روز با تعداد برند مواجه می‌شوم که کاملا مشخص است که بدون فکر انتخاب‌شده‌اند.

در انتخاب نام برند خود به موارد زیر دقت نمایید:

 1- انتخاب نامی که به‌راحتی تلفظ شود.

 خلاقیت و نوآوری در نام‌گذاری محصول یا خدمت بسیار مهم است اما باید به نحوه تلفظ کلمه نیز توجه شود. بسیاری از مصرف‌کنندگان توانایی تلفظ نام‌های خلق‌شده را ندارند.

برای مثال : ماشین آلمانی Porsche : مردم عامی آن را پورشه می‌نامند. افراد تحصیل‌کرده آن را پورش می‌نامند، ولی این کلمه در تلفظ المانی و به‌صورت "پورشا" است. این تلفظ‌ها بر اساس نحوه تلفظ حروف صدادار زبان انگلیسی در زبان فارسی شکل‌گرفته‌اند.

از این نوع برندها بسیار در بازار دیده می‌شود مثل Propecia, Keurig, Cruze . برندهایی که تلفظشان برای اکثر مردم سخت است و در حدود 15 نوع متفاوت می‌توان آن‌ها را تلفظ نمود. این تفاوت تلفظ در جاهای دیگر خود را بسیار نشان می‌دهد. فرض که در دنیای وب به دنبال برند خود هستید و افراد متفاوت آن را با نحوه نوشتار متفاوت به فارسی و یا زبان‌های دیگر نوشته‌اند. کدام تلفظ از نام برند را باید در گوگل سرچ نمود ؟ چگونه باید کلمات کلیدی سایت را با آنان منطبق ساخت و یا در زمان بازاریابی تحت شبکه‌های اجتماعی، کدام تلفظ را جز هشتگ می‌نمایید ؟

 

2- انتخاب یک نام تجاری کوتاه.

 پیدا نمودن یک نام تشریحی ( نامی که محصول ما را تشریح نماید) خوب است اما همه مردم به قضیه این‌گونه نگاه نمی‌نمایند و یا حتی نمی‌توانند کارکرد آن را به خاطر بسپارند. هنگامی‌که فردی به دنبال محصول شما در اینترنت بگردد، ممکن است ترتیب قرارگیری کلمات موجود در برندتان و یا حتی کل کلمات موجود در آن را به یاد نیاورد. پس چگونه باید لغات برند را به یاد آورد؟ برای مثال : آرتا عدس کیمیا / منیران دانش افشار / صفاریان گنوشه

 

3- انتخاب یک نام برند یکتا و منحصربه‌فرد.

شاید شما یک نام جالب و کوتاه انتخاب نمایید اما این نام منحصربه‌فرد نباشد، پس مصرف‌کننده چگونه شما را از دیگران تشخیص و در اینترنت پیدا نماید. برای برندهایی مانند Gap, Apple, Coke, با توجه به تعداد مخاطبانشان، موتورهای جستجو به‌صورت مدیریت‌شده این برندها بر وب‌سایت‌های مشابه ارجحیت داده و در نتایج بالای خود نشان می‌دهند اما این اتفاق برای برندهای نوظهور نمی‌افتد.حال اگر نامی را انتخاب نمایید که شرکت‌های بزرگ پیش از شما انتخاب نموده‌اند (در حوزه‌های دیگر)، قطعا برندتان در بین انبوه تبلیغات آنلاین و محیطی گم خواهید شد.

 

4- اگر مجبور به انتخاب نام برند از بین نام‌های شناخته‌شده هستید، نامی را انتخاب نمایید که در دسته محصولات شما حضور ندارد.

نام اپل معرف خیلی چیزها می‌تواند باشد، اما حتما غالب افراد این نام را مترادف با شرکت کامپیوتری اپل می‌دانند. حال حتی اگر تولیدکننده پیاز هم باشید و برند اپل را روی آن قرار دهید، هیچ‌کسی آن را جدی نگرفته و بیشتر مضحکه می‌شوید. 
ولی برندی مانند Virgin (فعال در حوزه خطوط هواپیمایی ، پزشکی ، .... ) که در حوزه کاری شما نیست اگر بتوانید روی محصول خود بگذارید، می‌تواند نتیجه بهتری بگیرد. یا مثلا برند Express که شناخته‌شده است اما شما اگر با کلمه دیگر آن را ترکیب نمایید، می‌توانید از آن استفاده نمایید مثلExpress onix برای همان گونی‌های پیاز.

 

5- انتخاب یک نام برند با تلفظ منحصربه‌فرد.

منظورم ابن نیست که تمام حروف e و i را با a جایگزین نمایید. منظور تغییر یک حرف یا کاهش یک حرف است. بسیار از اپ های اندروید بر اساس همین روش نام‌گذاری شده‌اند . برای مثال کلمه Telegraph را به Telegram تبدیل‌شده است. خیلی از برندهای دیگر از روش استفاده نموده‌اند مانند : Flickr که از flickr ( به معنای سینما) آمده است.

 

6- انتخاب نام برند بدون وجود ریشه احساسی.

ما حتما به دنبال یک نام تجاری برای محصول خود می‌گردیم که در ذهن مصرف‌کننده به‌گونه‌ای مثبت تداعی گردد. اما اگر بخواهیم نامی انتخاب کنیم که در برخورد مصرف‌کننده با برند، بخش احساسی ذهن مصرف‌کننده به‌صورت خودکار این حس مثبت را فعال نماید و ارزشیابی مصرف‌کننده از برندمان به‌صورت دائمی مثبت باشد، این‌چنین برندهای خیلی خوب نیستند مثل Mr. Clean آقای تمیز .

حتی برعکس این نیز صادق است . به این معنا که با کلمات منفی به دنبال نتیجه مثبت باشیم. برای مثال : برای حشره‌کش : سوسک تلف کن / پیتزافروشی : مجید کثیف / آرایشگاه : سعید خوش‌دست

 

7- بررسی عدم وجود مخفف کلمات نام برند در بین کلمات رکیک یا ناشایست

اگر برند شما از چندین کلمه تشکیل‌شده است، باید دقت نمایید که مخفف آن چگونه می‌شود. زیرا ممکن است که بعدا به مخفف ان نیاز باشد و یا حتی توسط رقبای بانمک برای تمسخر محصولات بکار گرفته شود. برای مثال در شبکه‌های اجتماعی Coors Light Iced Tea توسط دیگران به‌صورت مخفف استفاده می‌شود و این یک انتخاب اشتباه بوده است.

 

8- مخفف کلمات برند را برای کلمات مشابه چک نمود.

کلمات مخفف بسیار دوست‌داشتنی هستند اما بسیار از برندهای با مشکل روبرو می‌شوند. برای مثال برند British Petroleum با مخفف B.P که برای برندهایی نظر Barcelona Pizza, Basic Powder, Blood Pressure نیز چنین مخففی وجود دارد. همین اتفاق برای برند General Motors Corporation با مخفف G.M.C با برندهای Grabowski Motor Corporation و Giant Metal Chickens و General Military Course

 

9- وانمود کنید که کودکی 10 ساله‌اید.

باید مانند "کلمه بازی" با یک نام تجاری بازی نمود تا مشخص شود یک نام از زبان مصرف‌کنندگان متفاوت به چه اشکالی قابلیت تحریف و ناقص بیان‌شده را دارد. برای مثال اگر برند Walmartمدنظر قرار دهیم ، خواهیم دید که از تا اینجا تمام اصول را رعایت نموده اما در خصوص اشکال دیگر بیان آن کمی اشکال وجود دارد زیرا به‌صورت Walbarf و Walbart نیز ادا می‌شود.

 

10- بی‌ادب نباشید.

شاید به ذهنتان برسد که از کلماتی استفاده نمایید که در جمع خصوصی دوستانتان موجب خنده آنان می‌گردد، و شاید دیگران را نیز بتواند جلب کند، اما مطمئن باشید که هرگز یک نام برند از آن ایجاد نمی‌شود.
هنگامی یک نام تجاری دارای عمق و وسعت می‌گردد که عموم مخاطبانش تمایل به نوشتن نام آن برند و مطالعه داستان آن برند داشته باشند. اگر این تمایل وجود نداشته باشد، حتما تمایلی به پرداخت پول به شما نیز وجود ندارد. پس از انتخاب این‌گونه نامه‌ها باید مجددا فکر کنید. مثل شکلات Craps.

 

11- تقلید نکنید

به لیست برندهای ثبت‌شده نگاهی بی اندازید، اگر نامی قبلا ثبت‌شده است، از آن عبور کنید. برای مثال برند Subway که هم نام قطار زیرزمینی، ساندویچ‌ فروشی زنجیره‌ای و یک روزنامه است، حال اگر شما از این نام استفاده با حجم عظیمی از اطلاعات در خصوص این شرکت‌ها، شما چه شانسی برای مطرح نمودن خوددارید ؟

 منبع : 

چگونه بهترین نام برند (نام تجاری) را برای محصول، خدمت و شرکت انتخاب نماییم

    تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

    IranMCT تیم مشاوران مدیریت ایران
    ۱۷ دی ۹۴ ، ۱۱:۴۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

    تیم مشاوران مدیریت ایران :


    وب برندینگ Web-Branding ( که آن آنلاین برندینگ Online Branding یا اینترنت برندینگ Internet Branding نیز می‌خوانند) یکی از بخش‌ها و تکنیک‌های مدیریت برند و برندینگ است که با به‌ کارگیری دنیای وب به عنوان یک رسانا به دنبال ایجاد جایگاهی برای یک نام تجاری (برند Brand) در بازار است.


    تفاوت وب برندینگ با سئو SEO چیست ؟


    - وب برندینگ مفهومی جامع برای گسترش یک برند در دنیای وب بر اساس استفاده از کلیه ابزارهای موجود و یا خلق ابزار جدید برای انتشار پیام برند است.


    - سئو (بهینه نمودن وب‌سایت برای موتور جستجو Search Engine Optimization) به عنوانی یکی از ابزار وب برندینگ به دنبال بهینه نمودن وب‌سایت برای بالا بردن جایگاه سایت در یک یا نهایتا دو موتور جستجوی اینترنتی در زبان خواص است ( بهینه نمودن بر اساس یک زبان محاوره مثلا انگلیسی و یا نهایتا انگلیسی/فارسی صورت می‌گیرید).


     


     در سئو هدف اصلی رتبه‌بندی Website Ranking است اما در وب برندینگ هدف انتشار حداکثر پیام برند است.


     


     برخی از برنامه نویسان تحت وب که به دنیای سئو تسلط کافی دارند (سئوکار خواند می‌شوند) قادرند که بدون درج تولید محتوای همیشه‌سبز و تنها با کپی مطالب سایت‌های دیگر و خرید لینک متعدد از سایت دیگر ، وب‌سایت را تا سایت شماره یک در گوگل بالا بیاورند.


    اما سوال اساسی اینجاست :


    آیا برای برند شما کاری صورت پذیرفته است؟ آیا با رتبه اول قرار گرفتن در گوگل (بر اساس 2 یا 3 کلمه) برند شما جاودان شد ؟ آیا همه‌چیز به وب‌سایت گوگل ختم می‌شود ؟


    این به دین معنا نیست که سئو نباید مدنظر باشد بلکه به این معناست که سئو راه رستگاری برندتان نخواهد بود بلکه تنها یکی از ابزارهای در دست مدیر برند برای عملیات وب برندینگ است.


    بنابراین وب برندینگ عبارت است از یک استراتژی که صاحبان کسب‌وکار در جهت تعریف جایگاه خود در بازار استفاده می‌نمایند. حتی کسب‌وکارهای بزرگ و شناخته‌شده نیز در این حوزه سرمایه‌گذاری فراوانی انجام می‌دهند تا برند خود را با شهرتی مناسب همراه سازند( تفاوت شهرت و برند)، زیرا فعالیت‌های وب برندینگ تاثیری بسیار عمیقی بر گسترش مرزهای شناخت از برند خواهد داشت. با توجه به رشد روز افزون جوامع، برندها نقش بسیار مهمی در زندگی مصرف‌کنندگان، ایفا می‌نمایند. بنابراین دنیای وب به عنوان ابزاری برای ارسال پیام به مخاطبان کنونی و آتی برند تلقی می‌شود.


    پس وب برندینگ به عنوان ابزاری برای حمایت از برنامه‌های بازاریابی سازمان بکار گرفته می‌شود. توجه نمایید که در استفاده از وب برندینگ دقیقا همان اهدافی مدنظر است که در سایر روش‌های برندینگ موردتوجه قرار می‌گیرد. شاید مهم‌ترین این اهداف، افزایش میزان تقاضا برای محصول یا خدمات سازمان است.


    اگر دقت نموده باشد وب برندینگ را یک استراتژی معرفی نمودیم. به این معنا که یک برنامه بلندمدت و دارای برنامه عملیاتی Action Plan خواهد بود.


     


    وب برندینگ دارای 2 بعد اساسی است :


     


    1- بعد مدیریت : برای وب برندینگ نیاز به تفکر مدیریتی برای ترسیم جایگاه برند در بازه بلندمدت وجود دارد. این همان چیزی است که مدیریت بازاریابی یا مدیریت برند سازمان بدان تسلط دارد. زیرا از برنامه‌های بازاریابی سازمان مطلع هستند و یا حداقل با مفاهیم بازاریابی آشنا هستند.


    2- بعد مهندسی : برای و ب برندینگ نیاز به توانایی‌های اجرایی مانند برنامه‌نویسی، طراحی دوبعدی و سه‌بعدی، تولید ویدیو ... وجود دارد تا بتوان دنیای وب را همان‌طور که پیش‌تر گفته شد به عنوان رسانایی برای انتقال پیام به کار گرفت.


     


    نکته : اگر در واحد بازاریابی سازمان بعد مدیریتی وب برندینگ وجود داشته باشد ولی بعد مهندسی آن نباشد، با همکاری با یک شرکت (طراحی وب‌سایت) می‌تواند این خلع را پر نماید، اما اگر بعد مدیریتی آن درون واحد بازاریابی وجود نداشته و سازمان تصمیم گرفته باشد تا هر دوی این ابعاد را به یک شرکت (طراحی وب‌سایت) واگذار نماید، چندین تجربه ناموفق شرکت‌های ایرانی و خارجی نشان داده است که این مسیر کاملا به بیراه رفته و عملیات از وب برندینگ به سئو سایت ختم شده و تمام نتایج حاصل‌شده از سرمایه‌گذاری انجام‌شده نیز در مدتی کمتر از 6 ماه از بین خواهند رفت.

    IranMCT تیم مشاوران مدیریت ایران
    ۱۰ دی ۹۴ ، ۱۰:۳۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر